عکس - شهادت امام هادی(ع)
به روزگار فحش ندهید...!!!
حسن به مسعود مىگوید: به محضر مولایم حضرت ابوالحسن الهادى علیهالسلام رسیدم. در آن روز چند حادثه ناگوار و تلخ برایم رخ داده بود؛ انگشتم زخمى شده و شانهام در اثر تصادف با اسب سوارى صدمه دیده و در یك نزاع غیر مترقبه لباسهایم پاره شده بود. به این خاطر، با ناراحتى تمام در حضور آن گرامى گفتم: عجب روز شومى برایم بود! خدا شرّ این روز را از من باز دارد! امام هادى علیهالسلام فرمود: «یَا حَسَنُ هَذَا وَ أَنْتَ تَغْشَانَا تَرْمِى بِذَنْبِكَ مَنْ لَا ذَنْبَ لَهُ؛ اى حسن! این [چه سخنى است كه مىگویى] با اینكه تو با ما هستى، گناهت را به گردن بىگناهى مىاندازى! [روزگار چه گناهى دارد!]»
حسن بن مسعود مىگوید: با شنیدن سخن امام علیهالسلام به خود آمدم و به اشتباهم پى بردم. گفتم: آقاى من! اشتباه كردم و از خداوند طلب بخشش دارم. امام فرمود: اى حسن! روزها چه گناهى دارند كه شما هر وقت به خاطر خطاها و اعمال نادرست خود مجازات مىشوید، به ایام بدبین مىشوید و به روز بد و بیراه مىگویید! حسن گفت: اى پسر رسول خدا!، براى همیشه توبه مىكنم و دیگر عكس العمل رفتارهایم را به روزگار نسبت نمىدهم. امام در ادامه فرمود: «یَا حَسَنُ اِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمُثِیبُ وَ الْمُعَاقِبُ وَ الْمُجَازِى بِالاْءَعْمَالِ عَاجِلاً وَ آجِلاً؛ اى حسن! به طور یقین خداوند متعال پاداش مىدهد و عقاب مىكند و در مقابل رفتارها در دنیا و آخرت مجازات مىكند.» 1
1. بحارالانوار، ج 56، ص 2.
جای خالی آیة الله بهجت(ره)

نکاتی زیبا و دلنشین در باب اهل بیت (علیهمالسلام)
- اگر مساله امامشناسی بالا رود، خداشناسی هم بالا میرود، زیرا چه آیتی بالاتر از امام (علیهالسلام)؟! امام آیینهای است که حقیقت تمام عالم را نشان میدهد.(1)
- ائمه اطهار(علیهمالسلام) از حال ما غافل نیستند، اگرچه ما از آنها غافل باشیم.(2)
- هر بلایی که به ما میرسد، در اثر دوری از اهل بیت(علیهمالسلام) و روایات مأثورۀ از ایشان است.(3)
- نجات برای کسی است که اهل بیت(علیهمالسلام) را در همه جا مورد تخاطب و حاضر ببیند.(4)
- پا جای پای معصومین(علیهمالسلام) بگذارید نه جای پای دیگران! ملازم علما باشید! و همیشه روشن باشید، و با مطالب مفید، حیاتبخش و آموزنده سر و کار داشته باشید!(5)
- حرم مطهّر امام رضا(علیهالسلام) نعمت بزرگ و گرانقدری است که در اختیار ایرانیها است، عظمتش را خدا میداند!(6)
- توفیق زیارت، ربطی به داشتن پول ندارد.(7)
- ایرانیها باید نعمت حرم حضرت امام رضا(علیهالسلام) را که زیارت آن برایشان فراهم است، مغتنم بشمارند!(8)
- خدا کند این توجه و ارادت و محبت به اهل بیت(علیهمالسلام) در دلهای ما باقی بماند و با محبت آنها از دنیا برویم.(9)
- انسان اگر هر یک از مشاهد مشرّفه را طواف کند، همۀ مشاهد را در همه جا زیارت کرده است و برای او مفید است.(10)
- توسّلات، خیلی نافع است. به این امامزادهها زیاد سر بزنید! این بزرگواران همچون میوهها که هر کدام یک ویتامین خاصی دارند، هر کدامشان خواص و آثاری دارند.(11)
- از محبت اهل بیت(علیهمالسلام) نباید دست برداشت، همه چیز توی محبّت است، اگر چیزی داریم از محبّت است.(12)
- در شب عید غدیر و شبهای مثل آن ... باید فضیلت این شبها و روزها و صاحب آنها و مطاعن دشمنان ایشان و احادیث وارده در زمینۀ ولایت، با اقامۀ دلیل و برهان ذکر شود تا موجب تقویت عقاید مذهبی مستمعین گردد، نه این که اینگونه مجالس، به خنده و لهو و لعب گذرانده شود.(13)
- یکی از کرامتهای شیعه، قبور و مزارهای امامزادگان است، لذا نباید از زیارت آنها غافل باشیم و خود را اختیاراً محروم سازیم!(14)
- خدا میداند رحمت اهل بیت(علیهمالسلام) و خاندان رسالت چقدر وسیع است! رحمت اینها، تابع رحمت واسعۀ الهی است!(15)
اهمّ آداب زیارت این است که بدانیم: بین حیات معصومین(علیهمالسلام) و مماتشان، هیچ فرقی وجود ندارد!(16)
- اگر کسی بخواهد تشنگی و عطش دیدار آنها(معصومین علیهمالسلام) را در وجود خود تخفیف دهد، زیارت مشاهد مشرّفه، به منزلۀ ملاقات آنها و دیدار حضرت غایب(عج) است. آنها در هر جا حاضر و ناظرند.(17)
- دیده و شنیده شده است که اشخاصی در مشاهد مشرّفه به امامی که صاحب ضریح است سلام کرده، و جواب سلام را شنیدهاند!(18)
- بُکاء(گریه) بر مصائب اهل البیت(علیهمالسلام) و به خصوص سیدالشهداء(علیهالسلام) شاید از آن قبیل مستحباتی باشد که مستحبّی افضل از آن نیست! (بکاء مِن خَشیَةِ الله: گریه از ترس خداوند)، آن هم همین جور است، شاید افضل از آن نباشد!(19)
- محبّت صادقانه این است که محبّتِ مخالف در آن نباشد. هر کس به هر کدام از این چهارده معصوم (علیهمالسلام) محبّت داشته باشد، کارش تمام است. فقط شرطش این است که محبّتش راست باشد.(20)
- به هر اندازه از بیانات اهل بیت(علیهمالسلام) دور باشیم، از خود ایشان دوریم.(21)
-
یک دست شما قرآن، و دست دیگر عترت باشد! عترت، معارفش در مثل نهج البلاغه
است؛ اعمالش در مثل صحیفۀ سجّادیّه است، اعمال تکلیفیّهاش در مثل همین
رسالههای عملیّه است.(22)
پینوشتها:
1- در محضر بهجت، ج1/41 . 12- به سوی محبوب، ص122 .
2- در محضر بهجت، ج1/208 . 13- در محضر بهجت، ج2/9 .
3- در محضر بهجت، ج1/274 . 14- در محضر بهجت،ج2/55 .
4- در محضر بهجت، ج1/295 . 15- در محضر بهجت، ج2/86 .
5- در محضر بهجت، ج1/302 . 16- برگی از دفتر آفتاب، ص140.
6- در محضر بهجت، ج1/328 . 17- در محضر بهجت، ج2/400 .
7- در محضر بهجت، ج1/329 . 18- در محضر بهجت، ج1/69 .
8- در محضر بهجت، ج1/329 . 19- نکتههای ناب، ص63 .
9- در محضر بهجت، ج1/334 . 20- نکتههای ناب، ص 74 .
10- در محضر بهجت، ج2/400 . 21- نکتههای ناب، ص 74 .
11- گوهرهای حکیمانه، ص 104 . 22- به سوی محبوب، ص 118 .
عکس - ولادت امام محمد باقر(ع)
رجب و درهای گشوده آسمان
آنچه در رجب المرجب بوقوع پیوسته است
ولادت امام باقر العلوم علیه السلام ...
شهادت امام ابو الحسن علی بن محمد هادی نقی (علیهماالسلام)...
میلاد با سعادت نهمین اختر آسمان امامت دهم ماه رجب...
ارسال درود حضرت موسی بن جعفر بر مادر حضرت جواد الائمه (علیه السلام)... قضیه ازدواج امام جواد با دختر مامون عباسی...
ولادت خورشید تابناک هستی مولی المتقین در دل کعبه ...
زینب دختر فاطمه و علی به سوی خدا پر می کشد...
ازدواج حضرت زینب...
شهادت امام موسی کاظم علیه السلام... بعثت بزرگترین پیامبر الهی و خاتم پیام آوران پیشین...
آقای موسوی!
آشوبگران با وقاحت تمام چادر از سر زنان محجبه کشیدند
توطئه علیه انقلاب ایران با دلارهای آمریكایی
آقای موسوی! شما مباشر یا معاون در ارتكاب جرائم و آشوبهای جاری در كشورهستید
ما تا آخر هستیم
مناجات با خدا از شهید چمران

خدایا
عذر میخواهم از این که بخود اجازه میدهم که با تو راز و نیاز کنم
عذر میخواهم که ادعا های زیاد دارم در مقابل تو اظهار وجود میکنم
در حالی که خوب میدانم وجود من ضائیده ی اراده من نیست و بدون خواسته ی تو هیچ و پوچم ,
عجیب آنکه
از خود میگویم
منم میزنم
خواهش دارم و آرزو میکنم
خدایا...
تو مرا عشق کردی که در قلب عشاق بسوزم
تو مرا اشک کردی که در چشم یتیمان بجوشم
تو مرا آه کردی که از سینه ی بیوه زنان و دردمندان به آسمان صعود کنم
تو مرا فریاد کردی که کلمه ی حق را هر چه رسا تر برابره جباران اعلام نمایم
تو تار و پود وجود مرا با غم و درد سرشتی
تو مرا به آتش عشق سوختی
تو مرا در توفان حوادث پرداختی , در کوره ی غم و درد گداختی
تو مرا در دریای مصیبتو بلا غرق کردی
و در کویره فقر و هرمان و تنهائی سوزاندی.
خدایا ...
تو به من
پوچی لذات زود گذر را نمودی
ناپایداری روزگار را نشان دادی
لذت مبارزه را چشاندی
ارزش شهادت را آموختی
خدایا
تو را شکر میکنم
که از پوچی ها و ناپایداریها و خوشیها و قید و بندها آزادم نمودی
و مرا در توفانهای خطرناک حوادث رها کردی و در غوغای حیات در مبارزه ی با ظلم و کفر غرقم
نمودی و مفهوم واقعی حیات را به من فهماندی.
فهمیدم : سعادت حیات در خوشی و آرامش و آسایش نیست
بلکه در درد و رنج و مصیبت و مبارزه با کفر و ظلم
و بالاخره شهادت است.




